شاید یجورایی خدافظی ، شایدم یجورایی شروع سکوت !
-
تاریخ: 1397/12/16 ساعت: 3:00
داشتم فکر میکرم که نسبت به چند سال پیش چقدر ساکت تر شدم خب وقتی حرف میزدم و نمیفهمیدن ، معلومه وقتی ساکت باشم که دیگه عمرا نفهمن ! :|خلاصه که راهی جز این ندارم ، اینو نخواستم ولی بهترین گزینهاس ، شای
بیهودگی - کلافگی
-
تاریخ: 1397/12/16 ساعت: 3:00
امروز چهارده اسفند ...بعد از چند هفته اومدم اینجا ی سر بزنمچیزی جز بی حوصلگی نیست ...اصلا حال و اوضاع خوب نیست
Everything changes
-
تاریخ: 1397/12/16 ساعت: 3:00
آدما همه چیزشون تغییر میکنهقیافهشوننوع لباس پوشیدنشوناخلاقشونرفتارشونیجوری عوض میشن ، که شک میکنی به خودتکه اصلا من با همچین آدمی روبرو میشدم ؟!!!تو هر لحظه باید آماده باشی با ی طرز جدیدی از رفتارشون روبرو شیآدما عوض شدنآدما خیلی بد شدن .....
فصل بی رحم تنهایی
-
تاریخ: 1397/12/16 ساعت: 3:00
از خودم که نمیتونم فرار کنم ، خودمو که نمیتونم گول بزنم بیا قبول کنیم همه چی از رفتنت شروع شد :)
سردرگمی احساس
-
تاریخ: 1397/12/16 ساعت: 3:00
یه بیماری هست به نام سردرگمی احساسفکر میکنی عاشقی ولی نیستیفکر میکنی تنفر داری ولی نداریحتی فکر میکنی بی احساسی ولی نیستی گیر میکنی بین احساساتت و بینشون گم میشیهمه فکر میکنن سنگدلی و بی احساس اما خودت میدونی که نیستی !نمیتونی بفهمی چی میخوای نمیتونی بفهمی چت شده
جز قورت دادن حرفام چیزی از گلوم پایین نمیره :)
-
تاریخ: 1397/12/16 ساعت: 3:00
چطور میخوای چیزیو درست کنی در حالی که نمیدونی چی خراب شده :(
I'm sorry about everything
-
تاریخ: 1397/12/16 ساعت: 3:00
من هیچوقت از افتادن کسی خوشحال نشدم و نخندیدمزمین خوردن اصلا چیز خنده داری نیست شاید بخاطر همین بوده که حساس شدم رو این مطلبهیچوقت به زمین خوردن کسی نخندیدماما وقتی زمین خوردم همه بم خندیدن :)شما منو نابود کردین :)هیچوقت یادم نمیره اون روزیو که همه تیم شدن منو بزنن زمینهیچوقت یادم نمیره اون روزیو که...
و فراموش خواهی شد
-
تاریخ: 1397/12/16 ساعت: 3:00
چند روز پیش با یکی از دوستام سر این جمله بحث کردمو فراموش خواهی شدگفت نه هیچ جوره نمیتونی فراموش کنیگفتم اون که صحیح ، تو فراموش خواهی شدگفت نه اونم نمیشه مگه میشه فراموشت کنهگفتم اره کاری نداره واسش :)یجوری فراموشت میکنه که احساس میکنی از اول واسش وجود نداشتی و همه چی شوخی بوده :)رفت تو فکر یجوری ر...
سکوت
-
تاریخ: 1397/12/16 ساعت: 3:00
من پسر کم روییمهمیشه همه چیو ریختم تو خودمهیچوقت دم نزدم از هیچی هیچوقت گله نکردمهمیشه تنها بودم تنها فکر کردمتنها تصمیم گرفتمتنها اومدم جلووقتی زمین خوردم تنها بودموقتی به ی جایی هم رسیدم تنها بودم ت
15 اسفند
-
تاریخ: 1397/12/16 ساعت: 3:00
این روز هم هیچوقت فراموش نمیکنماز روزای خووووب :)از دو تایی هم که بودن تشکر میکنم *.*