و فراموش خواهی شد
گفت نه هیچ جوره نمیتونی فراموش کنی
گفتم اون که صحیح ، تو فراموش خواهی شد
گفت نه اونم نمیشه مگه میشه فراموشت کنه
گفتم اره کاری نداره واسش :)
یجوری فراموشت میکنه که احساس میکنی از اول واسش وجود نداشتی و همه چی شوخی بوده :)
رفت تو فکر
یجوری رفت تو خودش که خودم تو هر دقیقه میرم تو خودم
و فراموش خواهی شد :)
برچسب:
نویسنده: باربد قنبری